مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

204

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> وپوشاك أو وأهل بيت را به أو تقديم داشت . نعمان بن بشير را هم به عنوان پيكى با آن‌ها روانه كرد وبه أو سفارش كرد كه شب‌ها آن‌ها را به راه برد وخود پشت‌سر آن‌ها ديده‌بان آن‌ها باشد وچون منزل كنند ، با ياران خود أطراف آن‌ها جاگيرد وپاسبان آن‌ها باشند واز آن‌ها دور باشند كه مزاحم وضو وقضاى حاجت آن‌ها نگردند ونعمان بن بشير در ضمن همسفران آن‌ها بود وراه را با آن‌ها پيمود ورفق وآسايش آن‌ها را طبق سفارش يزيد فرآهم كرد تا به مدينه رسيدند . از يافعى نقل شده : حافظ أبو علاء همداني گفته است كه چون سر حسين را نزد يزيد بردند ، آن را به مدينه فرستاد وجمعى از مواليان بني هاشم را خواست وجمعى از موالى بنى سفيان را با آن‌ها پيوست وحرم حسين را باقيماندگان خاندانش را با آن‌ها فرستاد وهمهء وسايل را براي آن‌ها آماده كرد وهر حاجتي خواستند ، دستور انجام آن را صادر كرد . در ملهوف است كه به علي بن الحسين عليه السلام گفت : « سه حاجتي را كه وعدهء انجام آن‌ها داده‌ام ، بيان كن . » فرمود : « اوّل آن‌كه ، سر آقا ومولا وپدرم حسين را به من بنمايى تا از آن توشه برگيرم . » دوم آن‌كه ، آنچه از أموال وأثاث ما برده‌اند ، به ما رد كنى . سوم آن‌كه ، اگر مىخواهى مرا بكشى با اين زنان كسى را بفرستى كه آن‌ها را به‌حرم جدشان برگرداند . » گفت : « اما روى پدرت را هرگز نخواهى ديد ومن از قتل تو گذشت كردم وزنان را جز خودت كسى به مدينه نبرد واما آنچه از شما برده‌اند ، من چندبرابر بهاى آن را به شما مىدهم . » فرمود : « ما چشمى به مال تو نداريم وبر خودت فراوان باد . آنچه را از ما برده‌اند براي آن خواستم كه دستريس فاطمه دختر محمّد صلى الله عليه وآله وسلم ومقنعه وگلوبند وپيراهن وى در ميان آن‌هاست . » دستور داد آن‌ها را رد كردند ودويست اشرفى هم از مال خود بر آن‌ها افزود وزين العابدين اشرفىها را گرفت وبين فقرا تقسيم كرد ، ويزيد دستور داد ، أسيران أهل بيت را به مدينة الرسول برگردانند . در بعضي مقاتل است كه : چون خواستند به مدينه برگردند ، يزيد دستور داد براي آن‌ها كجاوه بستند وزيور نمودند وروكش‌هاى ابريشم بر آن انداختند وأموال فراوان در آن ريختند وبه امّ كلثوم گفت : « اين أموال را عوض مصيبتى كه به شما رسيده است بردار . » فرمود : « اى يزيد ! چه‌قدر بىشرم وسخت‌رويى ! برادرم وخاندانم را مىكشى وبه عوض آن مال مىدهى ؟ به خدا هرگز چنين نشود . » كمره‌اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 216 ، 220 ، 222 - 223 مجلس عزاى حضرت زينب عليها السلام در شام ومرثيه خواندن ايشان از اين پيش بيان شد كه يزيد تغيير مسلك داد . به روايت أبى مخنف وديگران ، امام زين العابدين را مخير نمود در ماندن شام وحركت به سوى مدينه . آن حضرت به جهت تجليل عليا مخدره زينب فرمود : « من در اين باب بايد با عمه‌ام زينب سخن كنم چه پرستار يتيمان وغمگسار أسيران اوست . » يزيد از اين سخن بر خود بلرزيد ؛ چون آن حضرت با آن مخدره سخن در ميان نهاد ، فرمود : « هيچ -